تبلیغات
پایان ترم - ماموریت ، چشم انداز و اهداف-کارکردها و رویکرده-
پایان ترم
یک ساعت تفکر ، از هفتاد سال عبادت بهتر است.
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389 توسط محسن
بسیاری از دانش اموختگان مدیریت با مفاهیم ماموریت ، چشم انداز واهداف اشنایی درستی ندارند،((  چرا یی این مسئله بماند برای بعد که حتما به ان خواهیم پرداخت ))انچه در ذیل می اید مقاله ای  است از موسسه اصف که به مفاهیم مورد اشاره به طور خلاصه می پردازد
امیدوارم لذت !!! ببرید

آیا تفاوت های میان ماموریت، هدف ها و

چشم انداز را می شناسید؟
راه تدوین چشم انداز فردی و سازمانی از تعیین و شفاف سازی ماموریت
می گذرد. به عبارت دیگر شما نخست باید به تعیین ماموریت و هدف های
بنیادی تان بپردازید و آن گاه به سراغ طراحی چشم انداز خود بروید. اما
بسیاری از افراد و سازمان ها در تبیین و تعیین ماموریت، هدف ها و
چشم انداز خود دچار اشتباه می شوند، زیرا تفاوت های میان این سه مقوله
را نمی شناسند. مقاله ی حاضر که با بهره گیری از فصل سوم کتاب "قدرت
چشم انداز" نوشته ی دکتر مایلس مونرو، ترجمه ی خانم فرزانه شاه ولایتی نگاشته شده است، شما را با
تفاوت های میان این سه مقوله آشنا می کند .
 از رهنمودهای این نوشتارمی توانید برای تدوین چشم انداز فردی و سازمانی خود استفاده کنید.
 ...                  

               

یا تفاوت های میان ماموریت، هدف ها و
چشم انداز را می شناسید؟
راه تدوین چشم انداز فردی و سازمانی از تعیین و شفاف سازی ماموریت می گذرد. به عبارت دیگر شما نخست باید به تعیین ماموریت و هدف های بنیادی تان بپردازید و آن گاه به سراغ طراحی چشم انداز خود بروید. امابسیاری از افراد و سازمان ها در تبیین و تعیین ماموریت، هدف ها وچشم انداز خود دچار اشتباه می شوند، زیرا تفاوت های میان این سه مقوله را نمی شناسند. مقاله ی حاضر که با بهره گیری از فصل سوم کتاب "قدرت
چشم انداز" نوشته ی دکتر مایلس مونرو، ترجمه ی خانم فرزانه شاه ولایتی نگاشته شده است، شما را با
تفاوت های میان این سه مقوله آشنا می کند .
 از رهنمودهای این نوشتارمی توانید برای تدوین چشم انداز فردی و سازمانی خود استفاده کنید.
دکتر مونرو می نویسد: "من از افراد زیادی پرسیده ام که می خواهید با زندگی خود چه کنید؟
چشم اندازتان چیست؟" و معمولاً جواب هایی از این دست شنیده ام: "من می خواهم یک خانه ی بزرگ بسازم یا بخرم؛ یک اتومبیل عالی بخرم و خانواده ای عالی داشته باشم." یا مثلاً "می خواهم ازدواج کنم." و دیگری می گوید: "روزی روزگاری رستورانی خواهم زد." این ها اما چشم انداز نیستند؛ صرفاً هدف اند." دکتر مونرو می افزاید که من همین سوال را از افراد روحانی پرسیده و جواب هایی از این دست شنیده ام که "چشم انداز من، رساندن ملتم به رستگاری است." یا "چشم انداز من این است که می خواهم کلام خداوند را به تمامی انسان ها ابلاغ کنم." یا "چشم انداز ما به عنوان مردان خدا، شناخت و شناساندن خداوند است"، و "یا چشم انداز ما آماده کردن مردم برای خدمت در راه خداوند است."
پاسخ های یادشده نه چشم انداز که مصادیقی از ماموریت بودند، به این دلیل که خیلی کلی تر از چشم اندازند. گرچه چشم انداز و ماموریت مفاهیمی مرتبط به شمار می آیند، اما دقیقاً یکسان نیستند. ماموریت بیانی کلی از هدفی غایی است که در برگیرنده ی اندیشه ی کلی آن چیزی است که می خواهیم در زندگی انجام دهیم. به بیان دیگر و همان طور که دکتر مونرو خاطر نشان می کند:
"ماموریت، ماهیتی فلسفی و تجریدی دارد و خصوصیاتی چون عملیاتی بودن و عینیت از
آن به دور است."
به علاوه، ماموریت چنان باز و فارغ از هر نوع محدودیتی است که می توان
ساعت ها و یا حتا روزها را به بحث و گفت وگو درباره ی جنبه ها و کاربردهای متفاوت آن گذراند.
در عوض
 چشم انداز، شرحی دقیق همراه با مرزهای قابل تعریف و تاکیدهای مشخص است.
به عنوان مثال، "من می خواهم به دینم و میهنم خدمت کنم" بیان یک ماموریت، فارغ از زمان و مکان و شرایط خاص آن کسی است که این ماموریت را برگزیده است. وی در هر شرایطی (به شرطی که بخواهد) می تواند راهی برای انجام ماموریت خود بیابد. اما چشم انداز همواره با محدودیت های زمانی و مکانی و شرایط خاص هر فرد یا سازمان بسته می شود.
به عقیده ی دکتر مونرو (که خود یک روحانی مسیحی است) و همه ی کسانی که نگرش روحانی دارند، هر کس برای دستیابی به جاودانگی از طریق دستیابی به هدفی مشخص و منحصرب هفرد، پا به این جهان گذاشته است و برای تحقق این هدف باید چشم انداز مشخصی داشته باشد. در حالی که ماموریت شما می تواند با هزاران نفر در این جهان شباهت داشته باشد، به خاطر داشته باشید که چشم اندازتان  هم چون اثر انگشت تان  باید بیانگر تمایز شما از هر کس دیگر در این دنیا باشد. چشم انداز شما یکی از مولفه های هویت بخش شماست.
دکتر مونرو برای روشن شدن بحث، مثالی ارایه می کند. ۲۰۰۰ سال پیش از این، جوانی به نام عیسا مسیح (علیه السلام) پیروان خود را "مامور" کرد تا به سراسر دنیا رفته و مردم را به خدای یگانه و انجام اعمال نیک فراخوانند. این فرمان عیسا (ع) "ماموریت مشترک بزرگ" نام گرفت.
طبق این فرمان، که از سوی پیامبر اسلام (ص) نیز شاید با قوت بیشتری صادر شده باشد، وظیفه ی هر انسان مومنی (خواه در لباس روحانی و خواه در غیر آن) است که به تبلیغ خداپرستی و نیکوکاری بپردازد. حال تصور کنید که اگر یک فرد روحانی یا غیرروحانی، وعظ آیات الهی را به عنوان چشم انداز خود برگزیند دچار چه سوء تفاهمی شده است. او ماموریت خویش را به درستی شناخته، اما هنوز از درک چشم انداز حقیقی خود  چیزی که او را از دیگر مردان خدا متمایز می سازد  ناتوان است.
در کشور ما (ایران) و در سراسر جهان هزاران مرکز به منظور تبلیغ و ترویج دین وجود دارند و ماموریت مشترکی را دنبال می کنند. اما خداوند متعال برای هر یک از مراکز دینی راهی مشخص و در عین حال منحصربه فرد را برای انجام این ماموریت مشترک تعیین کرده است. در واقع هر مرکز باید سهم خاص خود را در تحقق این ماموریت با رویکرد یا تاکید مشخصی که خداوند مقرر  فرموده، ادا کند. همین حکم کلی درباره ی من و شما، شرکت ها و سازمان ها هم صدق می کند. دکتر مونرو نقل می کند که روزی زنی نزد او آمده و اعلام می کند که "من چشم انداز دارم.
می خواهم یک مغازه ی کفش فروشی باز کنم." دکتر مونرو از او می پرسد که با وجود مغازه های کفش فروشی زیادی که در منطقه وجود دارد، او می خواهد چه جور کفش هایی بفروشد، و او پاسخ می دهد: "فقط کفش کودک و نوجوان". دکتر مونرو به او تبریک می گوید و می افزاید: "پس تو چشم انداز خود را پیدا کرده ای. بقیه ی کفش فروشی های منطقه، همه کفش های بزرگسال می فروشند، اما کفاشی تو منحصربه فرد خواهد بود، چرا که مردم برای خرید کف ش کودک و نوجوان تنها به مغازه ی تو مراجعه خواهند کرد."
وقتی به درستی تفاوت میان چشم انداز و ماموریت را درک کردید، از گزن د حسادت و رقابت با دیگران در امان خواهید بود. چون دیگر مجبور نخواهید بود که دائماً به این سو و آن سو نگاه کنید و ببینید دیگران که ماموریت مشترکی با شما دارند، چکار می کنند، و این چنین است که دیگر از هدف اصلی و محوری خود منحرف نخواهید شد. اگر هر فرد یا سازمان چشم اندازِ ویژه ی خود را بیابد، حس رقابت در دنیا از میان خواهد رفت، زیرا جای کافی برای زندگی و فعالیت هر فرد یا سازمانی وجود خواهد داشت. حتا دیگر مفهومی به نام "تقلید" نیز از میان می رود. چشم انداز منحصربه فرد شما دقیقاً به این معناست که شما رویکرد یا روش ویژ ه ی خویش را برای انجام ماموریت تان برگزیده اید، و بنابراین کس دیگری وجود ندارد که شما بتوانید در انجام ماموریت خویش از وی تقلید یا اقتباس کنید. چشم انداز، همان طور که نیاز به تقلید را از بین می برد، به انفجار "خلاقیت" در فرد یا سازمان منتهی می شود. به دلیل منحصربه فرد بودن چشم اندازتان شما مجبور می شوید چشم از تمام عالم فرو بندید و صرفاً به این بیندیشید که شما، بله شما ، چگونه می توانید چشم انداز خود را به بهترین نحو ممکن محقق سازید.
اما شما از کجا می توانید بفهمید که چشم انداز درستی را برگزیده اید؟ قبل از پاسخ گویی به این سوال شما باید پذیرفته باشید که خداوند متعال شما را برای تحقق هدف خاصی از راه خاصی آفریده است. این بدان معناست که نه شما و نه هیچکس دیگر، تصادفی به این دنیا نیامده اید. بنابراین، زمانی که چشم اندازتان را تعریف و مشخص کردید، بارها و بارها جسورانه از خود بپرسید که آیا این همان چیزی است که خداوند به من گفته است یا خداوند از من انتظار دارد؟
دومین عاملی که افراد و گاه سازمان ها را از پرداختن به چشم انداز حقیقی خود باز می دارد، غرق شدن در آرزوهای دور و درازی است که هرگز به اندیشه های روشن و عملیاتی تبدیل نمی شوند. به جای داشتن آرزوهای دور و درازی که هرگز به عملی منتهی نمی شوند، باید اراده و میلِ به اقدام داشت. به بیان ساده تر باید عزم خود را جزم کرد. همان طور که بعداً خواهیم گفت، شما برای انجام تمام کارها به این دنیا نیامده اید. خیلی ساده بگوییم، شما باید آرزوهای رویایی خود را هرس کرده، و یک یا چند تا از کلیدی ترین و در عین حال عملیاتی ترین آن ها را برگزینید و از همین امروز شروع کنید. اگر آرزوی رفتن به دانشگاه را دارید، به جای این که بگویید "به دانشگاه خواهم رفت"، باید همین الساعه به سراغ کتاب بروید و مطالعه را آغاز کنید؛ و همراه با آن نام دانشگاه یا دانشگاه هایی که را دوست دارید به آن ها بروید، مشخص کنید.
به قول دکتر مونرو، رنگ پوست هیچ کس نقشی در موفقیت یا شکست او ندارد؛ آن چه اهمیت دارد رنگ زندگی شما است. اگر رنگ زندگی شما خاکستری باشد، به این معناست که هیچ راه مشخصی را برای زندگی خود انتخاب نکرده اید. بگذارید با انتخاب یک چشم انداز مشخص، رنگ زندگی شما روشن شود. کسی در رنگ خاکستری زندگی می کند که به جای آری و نه های محکم و مردانه، همیشه کلمه های مگر و شاید را بکار می گیرد. با اگرومگر مشکلی حل نمی شود. باید با هر آنچه که دارید شروع کنید. تردید و دودلی، از شما انسانی بی کیفیت می سازد. به گفته ی دکتر مونرو، مفلوک ترین انسان ها کسی است که نمی تواند تصمیمی مشخص بگیرد؛ انسان دودل و مردد، یعنی انسانی متزلزل و عاجز که زندگی خود را به بیهودگی سپری می کند.
بسیاری از افراد، قبل از آن که برای خرید به بازار بروند، لیست کاملی از آنچه می خواهند بخرند تنظیم می کنند؛ اما شمار معدودی از انسان ها فهرستی دقیق از آنچه در زندگی می خواهند تدوین می کنند. بسیاری از افراد  شاید خود شما  سال هاست که به فکر انجام کاری هستید، اما تا امروز هیچ تصمیم قاطعی در این باره نگرفته اید. شاید از چیزی مثل شکست می ترسید و شاید هم نگران عکس المعل و برداشت مردم هستید. اگر در چنین وضعی قرار دارید، معنایش این است که شما "زندگی ساز" نیستید، بلکه این زندگی است که شما را می سازد و به هر جا که می خواهد می برد!
بهانه تراشی سومین عاملی است که مانع تحقق چشم اندازتان می شود. و آن زمانی است که می دانید می خواهید چه کنید، اما در برداشتن گام اول و گام های بعدی درنگ  امروز و فردا  م یکنید. در این جا خوب است داستان دو مرد ماهی گیر را از دکتر مونرو بشنوید. دو مرد در دریاچه ای دچار توفان شدند؛ آن چنان توفان سختی که دو مرد نمی توانستند چیزی ببینند. یکی از آن ها گفت: "ما دو راه بیشتر نداریم؛ یا برای نجات مان دعا کنیم و یا پارو بزنیم." مرد دوم گفت: "هر دو کار را همزمان انجام می دهیم." این همان راه درستی است که باید در پیش گرفت: هم دعا، هم اقدام عملی.

جمع بندی
اجازه دهید بحث را جمع بندی کنیم. هدف اصلی این نوشتار تبیین تفاوت های م یان ماموریت،
هدف ها، و چشم انداز بود؛ هر چند که در پایان به موانع تحقق چشم انداز نیز اشاره شد. به طور
مشخص:
ماموریت، یعنی کار مستمری که به انجام آن مشغول هستید یا فکر می کنید که خداوند شما را · برای انجام آن آفریده است. خدمت به خدا، خدمت به میهن، خدمت به مردم، توسعه ی علم، پرداختن به تجارت و مواردی از این قبیل در زمره ی ماموریت قرار می گیرند  مفاهیمی کلی و انتزاعی و فارغ از زمان و مکان و شرایط خاص شما.
هدف ها یعنی نتایج مورد انتظار و قابل سنجش، مانند خرید خانه، اخذ درجه ی کارشناسی · ارشد، خرید اتومبیل، راه اندازی یک کسب و کار جدید، فرزنددارشدن و الخ ... هدف ها محدود به زمان و مکان و شرایط خاص شما هستند.
چشم انداز همانا تصویری از آینده ی مطلوب و منحصربه فرد شماست. چشم انداز در واقع · چگونگی انجام ماموریت شما را توسط شما نشان می دهد. اگر شما ماموریت خود را "معلمی مردم"، یعنی حرکتی انسان سازانه همانند انبیاء الهی در نظر گرفته اید، چشم انداز منحصربه فرد شما می تواند سرمایه گذاری تربیتی روی کودکان یا نوجوانان یک شهر خاص باشد یا کاری که دیگران آن را در نظر ندارند.
(مرضیه کیقبادی اندیشکده اصف)

درباره وبلاگ

نازنین

داس بی دسته ما

سالها خوشه نارسته بذری را برمی‌چیند

كه به دست پدران ما بر خاك نریخت

كودكان فردا

خرمن كشت ، امروز تو را می‌جویند

خواب و خاموشی امروز تو را

در حضور تاریخ

در نگاه فردا

هیچكس بر تو نخواهد بخشید





آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ